تبلیغات

گردنبند مرغ آمين
از سریال محبوب و دیدنی شهرزاد ، با جنس استیل عالی ، طراحی بی نظیر و شگفت انگیز ، گردنبندی زیبا با ظاهری متفاوت ، نمادی از عشق و محبت، مناسب با هر سلیقه ای
جذاب ترین هدیه برای کسی که دوستش دارید

نگاهی گذرا به صنایع دستی و سوغات شهر نراق+تصاویر

ساعت: 16:21 منتشر شده در مورخ: 1395/02/08 شناسه خبر: 713656

شهر تاریخی نراق در نزدیکی شهرستان دلیجان واقع در استان مرکزی ایران می‌باشد. این شهر حدفاصل شهرهای قم، کاشان و دلیجان می‌باشد و از مناطق کوهستانی و سردسیر می‌باشد. نراق از سال ۱۳۳۹ به بعد با تأسیس شهرداری، از نظر تقسیمات کشوری، شهر محسوب می‌شود. غار چال‌نخجیر در نزدیکی این شهر قرار دارد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ وبلاگ سلحشوران نراق نوشت؛ کهن شهر تاریخی نراق بخشی از شهرستان دلیجان با جاذبه گردشگری،آثار و اماکن تاریخی، زیارتی وسیاحتی و داشتن گنجینه گران بهای " غار معروف چالنخجیر" با قدمت بیش از70 میلیون سال ، رتبه شایسته ی گردشگری را به خود اختصاص و به عنوان نگین استان مرکزی مطرح است. 



 

شهری که مهد دانشمندانی چون علامه فاضلین نراقی و 100 تن از مشاهیر و چهره های علمی گمنامی است که تحقیق در مورد شناخت آنها روز به روز بر عزت و عظمت شهر می افزاید که این باعث افتخار و سر بلندی مردم فهیم و ولایت مدار نراق می باشد. نراق شهری که بهترین جوانان خود را برای مجد و عظمت اسلام و میهن فدا کرد و به تعداد 80 شهید تقدیم انقلاب نموده است.
در حال حاضر هم جوانان غیور این سرزمین آماده هر نوع جانفشانی در راه اسلام و انقلاب هستند. 



http://shortevent.com/wp-content/uploads/2014/10/chalnakhjir-2606-mm-300x160.jpg

شهر نراق علیرغم اینکه از جاذبه گردشگری خاصی برخوردار است ولی در حال حاضر خلاء صنایع دستی که قبلا در آن وجود داشت به وضوح احساس می شود.شهری که زمانی به علت داشتن صنایع دستی مختلف نسبت به شهرها و روستاهای اطراف خود از امتیازات بیشتری برخوردار بود ودر حال حاضر احیای این سنت ها به بوته فراموشی سپرده شده که لازم است به برخی از آنها به اختصار اشاره گردد :

1- قالی بافی

شهر نراق زمانی رتبه اول را در فن قالی بافى در منطقه دارا بود و اکثر زنان و دختران در این کار به تمام معنی استاد بودند و قریب به اتفاق فرش های دست بافت کاشان با بهترین کیفیت در این شهر بافته می شد. خاندان سید ماشاالله جوادی بهترین نوع فرش ابریشم را با نقش های گوناگون در نراق می بافتند. 




چله دانی هم زیر مجموعه ای از قالب بافی است . چله دانی دو قسمت است : یکی روی سیخ که اغلب در منزل چله دان یا فضایی خلوت انجام می گرفت و دیگری روی دار قالی و در منازلی که قالی بافته می شد. 



از چله دان های غیر بومی که در نراق فعالیت موثر داشتند افراد ماهری مشغول بکار بودند از قبیل : مرحوم خدابخش رحیمی اهل باریکرسف ؛ مرحوم محمود مهجوری ؛ سید حسین ... و اکبر سبزه ای اهل خاوه اردهال که جملگی در امور قالی بافی مرحوم حاج سید محمود غفاری فعالیت داشتند . 




عده ای از چله دان های نراق که کار چله روی سیخ یا دارکِشی قالی و پایین کشیدن آن را به عهده داشتند عبارتند از :

مرحوم حاج اسماعیل عباسی فرزند ملا حیدر 
حاج سلطانعلی عباسی فرزند اسماعیل 
مرحوم حاج رضا رضایی فرزند نظربن حسنعلی
مرحوم حاج مصطفی قجری فرزند محمد بن حسنعلی 
حاج مصطفی رزاقی فرزند حسن
حاج شعبانعلی حسینی فرزند رضا 
مرحوم حاج حسین قجری فرزند محمدتقی مشهور به حسین نایب
مرحوم یوسف ایزدی فرزند اسدالله 
غلام محمد قجری فرزند عباس 
حاج احمد رضایی فرزند رضا ابن نظر
علی رضایی فرزند رضا ابن نظر 
محمد قجری فرزند مصطفی
فاطمه قجری فرزند عباس

مرحوم حاج سید محمود غفاری فرزند سید جعفر از نمونه انسان های مومنی بود که دارهای قالی زیادی در منازل داشت و زنان نراقی نهایتا قالی های بافته شده را تحویل ایشان می دادند . در واقع نوعی اشتغال زایی خانگی مهیا بود . 
با ورود فرش ماشینی به بازار نقش این بازار کمرنگ شد و در حال حاضر زنان کمتری به این کار مشغول هستند . 
 

زنان و دختران نراقی نقش موثر در کار قالی بافی داشتند وحتی زنان دامدارهم علاوه بر فعالیت در کار تولید لبنیات هم در زمان فراغت به این کار می پرداختند . بیشتر دختران نراق که در زمان های خیلی قدیم که مدرسه وجود نداشت و از نعمت سواد محروم بودند به این کار علاقه فراوان داشتند که همین علاقه باعث می شد که یک دختر خانه در سن حدود 10سالگی یک استاد کار ماهر می شد . 



بعضی دختران هم به علت نداشتن امکانات مادی مجبور بودند در منازل اقوام و همسایه ها شاگردی کنند تا از حقوق محدود بهرمند شوند . 
یکی از کارهای حساس ولی بسیار جالب قالی بافی کار نقشه گفتن بود که در شروع بافتن هر رَچ جدید باید اقدام می شد . در قالی بافی برای آنکه اشتباه نشود با خامه با رنگ های مختلف می بافتند که این کار با اطلاع استاد کار از روی نقشه خوانده می شد و توسط شاگرد انجام می گرفت . 



در نقشه خوانی استاد رًَچ ها را بلند می خواند و شاگرد جواب می داد : زدم . یعنی اقدام شد . مثلا استاد می گفت : از کنار ؛ گلی جاش ؛ آبی جاش ؛ روش کور ؛ دُمِش پَس . این کلمات رمزی بود که استاد و شاگرد می دانست .
نوعی فرشی که در نراق بافته می شد فرش کاشان بود که بعد از اتمام مبلغی به بافنده به عنوان دستمزد داده می شد. وسایل کار از کسی دیگر بود و بافنده با صاحب کار توافق می کرد که مبلغ معینی بابت بافتن فرش بگیرد. بعضی ها هم شخصا به این کار اقدام می کردند که در این صورت خود مالک قالی بودند و به فروش می رساندند.



  از مردانی که در این رابطه فعال بودند و کارگاه قالی بافی و دار داشتند می توان به مرحومین : حاج سید محمود غفاری، حاج اسماعیل عباسی ؛ حاج شیخ عباس جعفری ؛ حاج عباس اکبری ؛ حاج حسین پریشانی، حاج رضا آعلی و حاج سید احمد میرسلطانی اشاره کرد که مواد اولیه را در اختیار بافنده می گذاشتند و بافنده هم در قبال دستمزد قالی می بافت . از نظر فراوانی کارگاه نیز حاج سید محمود غفاری رتبه اول را در نراق داشته است . 





زمان بافتن یک قالی 12متری به تعداد بافنده بستگی داشت و3 بافنده ماهر می توانستند در مدت 6 ماه حد اقل یک تخته فرش ببافند. در طول این مدت می بایست فرش حد اقل 3 بار از دار پایین کشیده شود و این کار صرفا توسط چله دان صورت می گرفت و در مرحله نهایی و پایان کار فرش توسط بافنده از دار جدا می شد و بعد دوباره چله دان ها دار قالی را برای بافت بعدی چله کشی می کرد .

2- پینه دوزی (گیوه دوزی) 

گیوه نوعی پاپوش ویژه مردان شهر نراق بود و از جمله صنایع دستی محسوب می شد . تخت گیوه اغلب از لاستیک غیر استفاده ماشین استفاده می گردید خصوصا لاستیک هایی که آج بیشتر داشت . 



 

گیوه دوزی مهمترین صنایع دستی نراق بود که مغازه چند نفر از آنان به مرور به کفاشی و صرفا فروش کفش تبدیل گردید . 

عده ای از پینه دوزان شهر نراق عبارتند از :

مرحوم علی طالبی فرزند کریم
مرحوم محمد طالبی فرزند کریم
مرحوم سلطانعلی طالبی فرزند علی
مرحوم غلامعلی طالبی فرزند علی
مرحوم عباس طالبی فرزند علی
مرحوم حاج حسینعلی هدایتی فرزند محمد
مرحوم علی هدایتی فرزند محمد
مرحوم غلام محمد عباسی فرزند ماشاالله
مرحوم سید علی میرکریمی فرزند سیدعباس
مرحوم سید محمد میرکریمی فرزند سیدعباس
علی اکبر پورصادقی فرزند محمد
سلطانعلی پنبه زن فرزند خداداد
یوسف طالبی فرزند محمد
 
3- مسگری (سفید گری)

در قدیم بیشتر نراقی ها از ظروف مسی مانند: کتری، کاسه، کمجدان و استفاده می کردند که می بایست سالی یک بار سفید کاری (سفید گری) می شد. 





  

یا برای بازسازی ظروف نیاز به لحیم کاری بود . هم اکنون در شهر تاریخی نراق آقای میثم نصرالهی در این حرفه فعالیت شایسته ای دارد . 
 


از پیشکسوتان نراقی این صنعت عبارتند از :

مرحوم حاج رضا آعلی فرزند اسماعیل 
مرحوم سید مصطفی باقری فرزند سید علی
مرحوم حاج رضا کریمی فرزند علی اکبر مشهور به رضاعلی
مرحوم امرالله ایزدی فرزند عبدالله
مرحوم حبیب الله حبیبی فرزند ... و پسران
حاج قاسم اصفهانی فرزند عباس
سید علی کریمی فرزند سید محمود 
میثم نصرالهی فرزند محسن 

4- آهنگری 

آهنگری از قدیمی‌ترین هنرهای فلزکاری است و منشاء آن به زمان‌های بسیار دور باز می‌گردد. در این فرایند نیروهای بزرگی به کار گرفته می‌شود و لوازم کار اغلب بسیار سنگین هستند . 





آهنگران شهر نراق ابزار آلاتی مانند: داس، تبر، کلنگ ؛ نعل و ... تولید می کردند و در حرفه نعلبندی الاغ و قاطر و اسب هم مهارت کامل داشتند که به مرور زمان این حرفه کمرنگ و تعطیل شد .

پیشکسوتان این حرفه در نراق عباراتند از :

مرحوم سید باقر میرسلطانی فرزند سید جعفر
مرحوم سید غضنفر میرسلطانی فرزند فرزند سید باقر بن سید جعفر
مرحوم سید ابوالفضل میرسلطانی فرزند سید باقر بن سید جعفر
سید جعفر میرسلطانی فرزند سید محمود
مرحوم سیف الله شفیعی فرزندعلی
مرحوم مصیب شفیعی فرزند علی

البته در نیم قرن گذشته جوشکارانی فراتر از گذشته فعالیت نوگرایانه داشتند و اغلب با طراحی های ویژه به ساخت درب و پنجره ی آهنی منازل و ادارات هنرنمایی خود را به منصه ظهور رساندند. 



حاج سلطانعلی نوروزی فرزند علی بن غلامرضا بن حسن نوروز از موفق ترین و حرفه ای ترین جوشکاران نراق هست که شاگردانی را در این حرفه فعال نمود . 

اسامی جوشکاران گذشته تا کنون شهر نراق عبارتند از :

مرحوم غلامرضا یوسفی فرزند علی
حاج مصطفی رزاقی فرزند حسن
حاج محمود ایزدی فرزند حسین
قاسم قجری فرزند علی
شکرالله آقاصادقی فرزند علی محمد
ناصر خسروی فرزند غلامرضا
محمد(اکبر) رزاقی فرزند مصطفی
روح الله رزاقی فرزند مصطفی
علی رزاقی فرزند مصطفی
صادق ایزدی فرزند محمود
محمدتقی ایزدی فرزندمحمود
علیرضا سرطاقی فرزند...
حسین جعفری فرزند علی

5- قَدک بافی

در این رسته کارگاه های رنگرزی قَدک در نراق فعالیت برقرار بود که مرحوم استاد روح الله روحی ومرحوم استاد رحمت اله رحمانی در این شغل اشتغال داشتند .




از صنایع دستی قدک بافی در موقع آیین نخل گردانی نراقی زیبایی خاصی به مراسم می بخشد . عده ای قلیلی از مردان و جوانان به سُنت پیشینیان قدک ها را به شانه و کمر بسته و یا علی گویان پایه های سنگین نخل ها را بر دوش می کِشند .





  بعضی از مومنین مانند مهدی قجری ؛ موسی عابدینی ؛سید ابوالفضل جوادی ؛ سید ابوالفضل میرسلطانی ؛ علیرضا اسماعیلی ؛ علی قجری ؛ احمد جعفری ؛ محمد فروغی و علی کاظمی و چند نفر دیگر قدک های به یادگار مانده از نسل های پیشین را به طرز قشنگی به کمر می بندند. جنس آن از نخ پنبه تولید می شد و با پارچه آن برای دوخت چادر زنان و بعضا پیراهن مردان و فرزند استفاده می کردند . 



   

برخی مواقع هم به صورت چادرشب چهارگوش برای کشیدن روی کرسی مورد استفاده قرار می گرفت. مرحومه عصمت جوادی فرزند رضا و همسر مرحوم سید جواد جوادی استاد کار قدک بافی بودند . یکی دیگر از زنان مهربان قَدَک باف مرحومه کوکب احمدی همسر احمد احمدی بود که اصالتا اهل روستای سینقان بود که سال ها با فرزندش حاج سلطانعلی و خانواده در نراق ساکن بودند .

6- مو ریسی

مو هم مانند پَشم از بدن بُز چیده می شد. از محصولات مویی مانند : جَبال ، خورجین الاغ ، گلیم مویی، طناب ؛ محکم کردن ابزار کشاورزی ؛ توبره (کوله پشتی) در نراق به مقدار زیاد مورد استفاده بود. تنها وسیله مویی که مردم نراق خودشان تولید می کردند رَسَن یا طناب مویی بود که موی آن را با پِلو می ریشتند و تبدیل به نخ می شد و از نخ آن طناب و بَند توبره می ساختند . 



موی بُز در گرم نگهداشتن فرد مؤثر و همچنین موی بُز دافع حشرات گزنده و دوام پارچه است . ابتدا موی بز با ظرافتی خاص ریسیده می‌شود و بعد از چله‌کشی پارچه مورد استفاده قرار می گیرد .



مو ریسی در شهر نراق زیر مجموعه گروه نساجی سنتی قرار داشت . مو ریسی ظاهرا در بین عشایر به مو تابی مشهور است و از موی بُز برای استفاده برای چادر صحرایی استفاده می نمودند زیرا هنگام هوای گرم بافته های چادر حالت انبساط پیدا کرده و باعث خنکی هوای داخل چادر می شد. در هنگام بارندگی با رسیدن آب به بافت های سیاه چادر منقبض شده و مانع از ورود آب به داخل چادر می گرید.

7- حلوا پزی

در اذهان قاطبه مردم شهر نراق که دهن به دهن انتقال یافته مرحوم استاد ماشاءالله عضایی(اوضایی) فرزند استاد حسین (1277 – تاریخ فوت – 17 مهر 1347) مشهورترین حلوا ساز در نراق بود که مغازه اش در وسط بازار شمس السلطنه قرار داشت . 




مرحوم ماشاءالله عضایی فرزند حسین - مرحوم حاج حسن قاسمی نراقی فرزند عبدالکریم
 

همچنین در این حرفه مرحوم حاج ابراهیم آعلی فرزند رضا و مرحوم حاج حسن قاسمی نراقی فرزند عبدالرحیم تخصص داشتند و بعد از آنها کارگاه حلواسازى در نراق تعطیل و دیگر کسی رنگ حلوای نراق و گنجد خوشمزه آن را ندید .

8- چینی بند زنی

در قدیم ظروف شکسته چینی مانند :کاسه، قوری، بشقاب قابل بازسازی بودند.این کار توسط کسانی انجام می شد که خبره بودند و با بستن نوارهای حلبی نازک مانند حلبی قوطی سوهان به طرز ماهرانه ای ظروف شکسته چینی آلات را بازسازی می کردند.



http://www.beytoote.com/images/stories/economic/en1451.jpg

از خبرگان این کار در شهر نراق می توان به مرحوم بهارعلی مدّاحی فرزند درویش شِکَرعلی بن اسماعیل و مرحوم علی کرباسی فرزند علی اکبر اشاره کرد . 

9- پنبه زنی(حلاّجی – ندّافی)

پنبه زن های شهر نراق با دستگاه کَمانِ زن خود و با سبک و آهنگ دلنشین شبیه به تار با دقت و حوصله پنبه را از زواید و پنبه دانه بیرون می آوردند . 



آنها سپس پنبه پالایش شده و تمیز را داخل لحاف و دُوشک(توشک) می گذاشتند و پارچه را می دوختند . 

10- لَحاف و دوشَک دوزی

لَحاف و دوشک دوزی هم از حرفه دستی نراقی ها بود و جزء صنایع دستی محسوب می شد . تقریبا همان حلاّج ها در ادامه کارشان به حرفه لحاف دوزی مبادرت می ورزیدند . 




از پیشکسوتان این حرفه می توان به مرحومین علیرضا و غلامعلی رمضانی فرزندان محمد تقی و همچنین مرحوم بشیر شفیعی فرزند علی اشاره کرد . رمضانی ها نزد استادی به نام حسن کارآموزی نموده اند که به او عمو حسن خطاب می کردند . 

11- پالان دوزی 

حرفه ای منحصر به فرد بود که به سبک خاصی تولید می شد و کار همه کس نبود.در نراق مرحوم استاد باقر همدانی فرزند ... به این کار اشتغال داشت و بعد از آن هم مرحوم مصیب حمامی فرزند حسن ادامه داد و به تعطیلی انجامید .







پالان چیزی شبیه به زین است که روی کمر ستور قرار داده می‌شود. پالان از جنس پارچه و گونی ساخته می‌شود و داخل آن را با کاه پر می‌کنند . پس از نهادن پالان بر پشت ستور، گاله را روی آن می‌آویزند، وجود پالان سبب می‌شود که هم صاحب ستور بتواند روی حیوان بنشیند و هم گاله بر آن استوار بماند و با تعادل و توازن از دو طرف آویخته گردد . پالان را جُل و پشم‌آکند هم گفته‌اند .

12- تنور مالی و ساخت آن
تنور استوانه ای شکل گِلی است که در شهر نراق برای پخت نان از آن استفاده می کنند . 
ساخت تنور توسط مرحوم یوسف نبی زاده فرزند نبی و محمد نبی زاده فرزند نبی به سبک خاص تولید می شد .
 

استاد کاران این حرفه برای ساخت تنور از خاک رُس ، کاه و موی بُز استفاده می کردند که این نوع فعالیت به تعطیلی انجامیده است . 

13- مُنبت کاری

مُنبت کاری تنها حرفه ی فعالی است که توسط عده ای از نراقی ها از جمله آقایان : علی(میرزاعلی) قجری فرزند غلامعلی ؛ رمضان طحانی فرزند حسن ؛ مجید قجری فرزند ذوالفقار ؛علیرضا(ماشاءالله) باقری فرزند حسن ؛ حسین کمره ای فرزند علی(میرزاعلی) و ... فعالیت دارد . 




نخل های عاشورایی و منبرهای مسجد جامع و مسجد امام حسن(ع) و سر درب مسجد جامع و درب ورودی زورخانه باستانی علی بن ابیطالب(ع) شهر نراق توسط پهلوان حاج میرزاعلی قجری مشهور به دایی از چهره های فعال بسیج و رزمنده دفاع مقدس و برادرش حاج سلطانعلی ساخته یا مرمت گردیده است . 




از اولین منبت کاران حرفه ای شهر نراق آقایان علی محمد رمضانی فرزند فضل اله ؛ حاج سلطانعلی قجری فرزند غلامعلی ؛ حاج میرزاعلی کمره ای فرزند فتحعلی ؛ غلام محمد قجری فرزند عباس را می توان نام برد .

14- پشم ریسی ( تولیدوفراوری پشم و نحوه تبدبل پشم به نخ و...)

پشم ریسی از مهمترین صنایع دستی شهر نراق بود . اکثر زنان و مردان نراق در بافتن جوراب و دستکش ، کلاه ؛ ژاکت کاملا مهارت داشتند. سرعت عمل عده ای از آنان به گونه ای بود که امثال حاج سید ماشاءالله جوادی می توانستند چشم بسته بافتنی کنند و از کارشان حد اکثر استفاده را ببرند. 




زنان خارق العاده ای هم در این حرفه وجود داشتند که امثال حاجیه خانم آغا جوادی فرزند سید جواد و خواهرانش کوشا بودند و توانایی داشت روزی شش کیلوگرم پشم را بریسد . حتی برای بعضی از طوایف پشم ریسی موروثی بود . 



مرحله اول آن پشم چینی از گوسفندان بود که این کار معمولا از اوایل تابستان در نراق شروع می شد و طرز کار به این صورت بود که گوسفند ان مورد نیاز قبل از چیدن پشم باید حتماً در رودخانه، استخر شستشو می شدند.
مرحله بعدی بعد از خشک شدن چیدن پشم از بدن گوسفند بود که توسط وسیله فلزی شبیه قیچی که به گویش محلی به آن"دو کارد"گفته می شود انجام می گیرد . پشم چیده شده از گوسفند باید فرآوری شود تا ناخالصی های آن گرفته شود و آماده برای ریشتَن گردد .



برای این کار که از گذشته مرسوم بوده پشم را "می گوریدند" تا به اصطلاح از هم باز می شد و آماده برای مرحله بعدی می گردید . در این مرحله پشم را می کشیدند تا باز شود .سپس روی زمین می گذاشتند و با کف دو دست می مالیدند تا به شکل لوله ای در آید.آنچه که ساخته می شد به آن"فتیله" می گفتند. سپس فتیله را با چرخچه مخصوصی می ریسیدند تا تبدیل به نخ گردد. نحوه کار این وسیله به این شکل بود که دارای یک میله چوبی متحرک بود که در وسط شیار مخصوصی داشت که یک نخ مخصوص شبیه نخ چله از آن عبور می دادند و به دور پره های چرخ می بستند. 



با به حرکت در آوردن چرخ قدرت توسط نخ به میلچه منتقل می شد و می چرخید.سپس فتیله پشمی را به نوک میلچه قرار می دادند و در حالی که چرخ با یک دست می چرخید با دست دبگرفتیله را می کشیدند و گردش میلچه پشم را به نخ تبدبل می کرد و با یک حرکت کم و بر عکس دور چرخ چرخش میله هم بر عکس می شد و با حرکت دست نخ به دور میله می پیچید. تکرار عمل باعث می شد تا حجم معینی نخ به دور میله پچیده شود. سپس نخ تولید شده را که مانند دوک (دوشکی) به گویش محلی بود از میله در می آورند و کار به همین منوال ادامه می یافت . 



مرحله بعد دو دوشکی را پهلوی هم می گذاشتند و به صورت جفت نخ می پیچیدند و گنداله درست می کردند و کار پشم ریسی خاتمه می یافت.
به عنوان مثال این کار توسط خانواده های مرحومان سید حسن و سید حسین و سید محمود میرسلطانی فرزندان سید ابراهیم و مرحومه عصمت جوادی فرزند رضا و دخترش خانم آغا جوادی فرزند سید جواد و دیگران که در این کار مهارت داشتند انجام می شد .

مرحله بعد تبدیل گنداله به کلاف بود .این کار هم با یک چرخ چوبی که بر خلاف چرخ قبلی میله نداست انجام می گرفت به نحوی که دو یا سه گنداله را پهلوی هم می گذاشتند و نخ ها را به دور آن می پیچیدند تا حجم معینی از چرخ که اشغال می شد نخ ها را بیرون آورده و به صورت کلاف در می آورند. این کار توسط برخی از خانم ها از جمله مرحومه سکینه رزاقی فرزند صفر انجام می گرفت .



لازم به توضیح است که بعد ها کارگاه ها ی مختلف که در خارج از نراق بود پشم را به صورت فتیله ای ممتد در بسته های معینی که هر بسته آن یک "بند" نام داشت بسته بندی می کردند و ریسندگان هم برای سهولت آن را به دور بازو می پیچیدند و به نخ تبدبل می کردند . در مرحله آخر کلاف های نخ را به کارگاه رنگرزی می فرستادند و به رنگ های مختلف در می آورند که مواد اولیه فرش دست بافت بود .



از جمله مردانی که در این کار فعالیت داشتند می توان به مرحومان حاج سید محمود غفاری فرزند سید جعفر ؛ حاج رضا آعلی فرزند اسماعیل ، حاج حسین پریشانی فرزند عباس ، سید احمد میرسلطانی فرزند سید محمود و غیره اشاره کرد که آنها پشم را تحویل می دادند و به صورت نخ در قبال پرداخت دستمزد تحویل می گرفتند . 



البته کسانی که به مقدار کم نخ نیاز داشتند پشم را با "پِلو" تبدیل به نخ می کردند و برای بافتن نیازهای پشمی خودشان مانند دستکش، جوراب استفاده می کردند در انجام این کار اکثر مردان نراق خصوصا گوسفند داران فعال بودند و هنوز هم فعال هستند . 
با روی کار آمدن کارخانه های نخ ریسی این حرفه سنتی تعطیل گردید . اگر چه امروز در شهرها بافتنی های محلی مانند جوراب، دستکش پشمی به عنوان صنایع دستی آن شهرتلقی می شود ولی در شهر نراق خلاء آن به وضوح احساس می شود .


15- سفیداب سازی(روشور)

این حرفه بیشتر توسط زنان محله دنیاران شهر نراق ساخته می شد که همسرانشان قصاب بودند . چون سفیداب از ضایعات چربی گوسفند و نخاع برخی حیوانات و مواد دیگر ساخته می شد .



http://zboy.ir/wp-content/uploads/2015/12/%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D8%A8.jpg

  استفاده این فراورده منحصر به هنگام استحمام نیست بلکه در گذشته، به همراه سرخاب، سرمه، حنا، وسمه، زرک و غالیه یکی از ستون‌های هفت گانه بَزَک (آرایش سنّتی زنانه در ایران) بوده‌است و به سبب همین همراهی همیشگی، اصطلاح سُرخاب ـ سفیداب به فرهنگ عامّه پارسی وارد شد که اشاره به ادوات و لوازم آرایش زنانه دارد و سرخاب ـ سفیداب کردن، به معنای آرایش کردن بانوان به کار می‌رود. البتّه سفیداب در مقام یک فراورده صرفاً آرایشی و فارغ از کاربرد متداول آن یعنی پاک کنندگی، دارای تعریفی مجزّا و اندکی متفاوت نیز می‌باشد که عبارت است از گَرد سفیدی که زنان برای آرایش و سفید کردن بر پوست صورت خود می‌مالند .

سفیداب شهر نراق بیشتر توسط زنان محترمه ساخته و فروخته می شد :





مرحومه ماشال خانم میرکریمی فرزند سید عباس(همسرحسین اشرفی فرزند نادعلی)

مرحومه نسترن اکبری فرزند رضا(همسر سید حسن موسوی فرزند سید حبیب الله)

مرحومه ماهرخ موسوی فرزند مومن (همسر سید حبیب الله موسوی فرزند سید نصرالله)

مرحومه عراقی اشرفی فرزند ...(همسر استاد باقر همدانی فرزند صادق)

مرحومه کبری بیابانگرد فرزند حسن (همسر سید محمد موسوی فرزند سید حبیب الله)

خانم مولود همدانی فرزند باقر(همسر عبدالله اشرفی فرزند ابراهیم)
 


خانم مهری محمودی فرزند نصرالله(همسر سیدعباس موسوی فرزند سید حبیب الله)








16- جوزغند سازی نراق

این حرفه گُل سَر سَبد صنایع دستی نراقی هاست که اکثر زنان نراق در ساخت آن کم و بیش تخصص دارند . مردم زحمتکش شهر نراق نخستین کسانی هستند که جوزغند را از میوه ای به نام اَلک ساخته و مورد استفاده خود و سطح منطقه قرار داده اند .
 

بر این اساس چهارشنبه 30 دی 1394 جلسه ای در سازمان میراث فرهنگی تهران پایتخت ایران برگزار شد و جوزغند شهر نراق از توابع دلیجان استان مرکزی در میراث فرهنگی ناملموس(معنوی) ایران به تایید رسید و به زودی مراحل ثبت نهایی آن قانونی و اعلام می گردد .

فرهنگ «معین» یکی از معانی تعریف‌شده برای «جوزغند» را «جوز» شفتالوی خشک‌شده و «غند»، «آگند» یا «آکند» یعنی افکندن آورده است .
لغت نامه دهخدا : جوزاغند. هلو یا شفتالوی خشک کرده که مغز گردو در میان آن آکنده باشند .
 



تهیه جوزغند، کار پر زحمت و با دقتی است و در گذشته به عنوان یک کالای تشریفاتی و لوکس مانند دیگر شیرینی ها استفاده نمی شد بلکه به عنوان یک وعده غذایی برای زمان هایی که امکان طبخ غذا فراهم نبود، مورد استفاده قرار می‌گرفت. به همین دلیل در گذشته هر کس که از شهر مسافرتی هر چند کوتاه داشته مقداری جوزغند همراه خود می برده است .
جوزغند معمولا با هلوی محلی (اَلگ) درست می‌شود . زنان کوشا و خوش ذوق شهر نراق پوست این میوه‌ها را گرفته، هسته آنها را جدا کرده و آن را با معز گردوی آسیاب شده، خاک قند، دارچین و هل پُر می‌کنند. بعد میوه را خشک کرده و به عنوان سوغات محلی می‌فروشند .



  

تاریخچه این شیرینی محلی و خوشمزه مربوط به بیش از 500 سال است و از دوران صفویه بیشتر مورد توجه قرار گرفت . این تحفه ارزشمند کالری و پروتئین بالایی دارد که چندین ماه می‌توان آن را نگهداری کرد .
طی چندین مرتبه زلزله و سیل و بعضا خشکسالی که منطقه را فرا گرفت جوزغند بهترین خشکباری بود که مردم به راحتی حمل و حتی در جیب کودکانشان می گذاشتند تا از گرسنگی نجات پیدا کنند .
جوزغند نه فقط محبوب‌ترین و گران‌ترین سوغات نراق، بلکه خوراکی محبوب رزمنده‌ها در جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران هم بود. این شیرینی به خاطر حجم کم و کالری بالا در بین اقلام دیگر طی هشت سال دفاع مقدس توسط زنان فداکار نراق آماده و به جبهه های نبرد در سرحدات فرستاده می‌شد .
 



بین سلحشوران شهر نراق در جبهه جوزغند به نارنجک لُپی معروف بود چون معتقد بودند بعد از خوردن آن در شکم منفجر می شود و انرژی خود را آزاد می کند .

از این محصول ارزشمند به عنوان وعده غذایی در عملیات های جنگی قابل استفاده و به عبارتی نوعی جیره جنگی محسوب می شود که بیشتر بین رزمندگان شهرهای استان مرکزی و قم مورد استفاده قرار می گرفت .

انواع جوزغند نراق و قیمت آنها

جوزغند اَمرودی یا گلابی کیلویی 1000000 ریال
جوزغند آلویی کیلویی 800000 ریال
جوزغند انجیری کیلویی 800000 ریال
جوزغند بادامی کیلویی 700000 ریال
جوزغند تَنده ای کیلویی 650000 ریال
جوزغند گردویی یا مغزی کیلویی 500000 ریال
جوزغند نخودچی کیلویی 500000 ریال
جوزغند زرد آلو که کمتر درست می شود

چندین سال است شهرداری در راستای رونق صنعت گردشگری و ایجاد بسترهای لازم جهت مشارکت شهروندان از جمله زنان سختکوش نراق اقدام به برگزاری جشنواره سوغات محلی (جوزغند ) می نماید که عموما در مهر ماه هر سال برگزار می گردد .





این جشنواره سالانه مورد استقبال عموم اهالی نراق و دلیجان و توریست ها و مردم شهرهای استان مرکزی قرار گرفته است . تا کنون هشت جشنواره‌ برگزار گردیده و در آن روش ساخت این شیرینی محلی برای حفظ این سنت به نسل‌های جوان‌تر آموزش داده می‌شود .



 



از اربعین سال 1390 شمسی که مردم مومن شهر نراق در مسافرت عراق مسیر نجف تا کربلا را طی می کنند یکی از مواد نیروزا و مقوی که در کنار سایر آجیل های مختلف مورد مصرف قرار می دهند تا مقاومتشان افزایش یابد جوزغند زادگاهشان می باشد .
این تحفه گران بها توسط زائران نراقی برای عراقی هایی که مُوکب و منازلشان در اختیار آنها قرار می گیرد هدیه داده می شود . فرزندان عراقی ها اربعین هر سال منتظر هستند تا نراقی ها برایشان جوزغند ببرند تا کامشان شیرین و با حلاوت گردد .

17- گِره چینی 

یکی ازهنرهایی که درگذشته نه چندان دوردر شهرنراق رایج بود و به فراموشی سپرده شده گِره چینی می باشد که نمونه های این هنر در نراق عبارتند از :





* پنجره‌های منازل
* جلوی دو نَخل مربوط به آیین های عاشورایی
*دیواره ی منبر مسجد امام حسن (ع) که سال 1384 توسط هنرمند خبره حاج میرزاعلی قجری فرزند غلامعلی مرمت و بازسازی گردید . 
 


*اُرُسی های منزل میرزا منصور قاسمی باشیشه های رنگی  
* اُرسی مسجد جامع که شاهکار هنری است و با زیباترین اشکال مختلف بخشی با شیشه های رنگ وبخشی با چوب مخصوص به شکل آلت ولُغَت،یعنی وسط گِره ها با چوب انجام شده که هر مربع20در20 سانتیمتر آن دارای77تکه می باشد ودرنوع خودکم نظیراست . قسمت های تخریب شده اُرسی مسجد جامع سال1383 توسط حاج میرزاعلی قجری مرمت و بازسازی گردید .
 




* ضریح شاه سلیمان 
* ضریح های بقعه شاه یحیی و بقعه زبیده خاتون هم گِره چینی های منحصر به فرد و بی نظیری داشت که در بازسازی های اخیر از بین رفت . 

18- گله داری ( تولید شیر و فراورده های آن)

گله داری( گوسفندداری )شغل اصلی بسیاری از مردم سختکوش و زحمتکش شهر نراق در قدیم بود.
در انجام این کار کُل خانواده فعالیت داشتند.البته باید به شش دهه قبل بر گردیم تا بهتر با نحوه کار آشنا شویم. در اوایل تابستان که گوسفندان به منطقه ییلاق می رفتند اعضای خانواده دامداران هم به آن منطقه کوچ می کردند تا در امر خدمت رسانی کمک کار مرد خانواده باشند. 



چون بهره برداری از گوسفند ان نیاز به زحمت داشت و این کاربه صورت انفرادی غیر ممکن بود. مناطق ییلاقی نراق شامل آبشتا،احمد آباد، نصرت آباد، مزرعه آقا، قنات و بطور کلی همه مزارع نراق برای گوسفند داری مناسب بودند. گوسفندان که از چِرا بر می گشتند در یک منطقه معمولا نزدیک آب نگهداری می شدند و بعد گوسفند ان شیری را از گله جدا می کردند و به " بره گاه " می بردند بره گاه نام محلی بود که مانند حصار بود یا به طور مصنوعی با شاخه درخت و چوب آن را درست می کردند و گله را می دوشیدند. 
 



در شیر دوشی همه اعضای خانواده شرکت می کردند.یکی از فرزندان خانواده"بره ران" می شد به این صورت که گوسفندان را به محل شیر دوشی هدایت می کرد و آنها دوشیده می شدند. سپس شیر را به "بنه گاه" می بردند. در آن زمان فروش شیر به صورت امروزی رایج نبو د و زنان مجبور بودند که از شیر فرآورده هایی تولید کنند که قابلیت ماندگاری تا زمان فروش را داشته باشند که به این فرآورده ها اشاره کوتاه می شود :

1/18- پنیر

براى تولید پنیر مایه پنیر را به شیر اضافه می کردند تا شیر به صورت دلمه در آید.سپس آن را داخل یک دستمال سفید نخی که در زیر آن یک "توجِه"که همان کار آبکش را انجام می داد می ریختند و روی آن یک وزنه نسبتا سنگین می گذاشتد تا آب آن کاملاً گرفته شود و بعد به قطعات دلخواه می بریدند و آن را داخل "بَسّو" یا خمره مخصوص می ریختند و آب نمک هم اضافه می کردند و درب آن را با پارچه محکم می بستند ودر جای خنک قرار می دادند . 
 





2/18- قیماق

از فرآورده های دیگر شیر بود به این صورت که شیر را می جوشاند و خامه آن را گرفته و روی "توجِه"پَهن می کردند و آفتاب می گذاشتند تا خشک شود و به شکل نان لواش خشک در آید . به این صورت حالت ماندگاری پیدا می کرد . 







3/18- کَره ، ،ماست، دوغ، ،کشک و قره قوروت

این فرآورده ها در نراق در یک فرایند پشت سر هم درست می شد بدین شرح :

شیر را می جوشاندند و تبدیل به ماست می کردند؛ ماست در داخل مَشک می ریختند کمی آب اضافه می کردند و مَشک می زدند و از آن کَره و دوغ تولید می کردند؛ کَره را ذوب می کردند و روغن بومی می ساختند؛ دوغ را می جوشاندند تا عاری از میکروب شود وسپس داخل کیسه مخصوص می ریختند تا آب آن کاملا گرفته شود و باقیمانده را داخل کیسه به صورت گرد درست می کردند و آفتاب می گذاشتند تا خشک شود. 
 

به این صورت کَشک درست می کردند و به آن کشک دوغ می گفتند چون از دوغ تهیه می شد؛ در مرحله بعد آب حاصل از دوغ را می جوشاندند تا غلیظ شود و به صورت ماده قهوه ای یا خاکستری سوخته در آید و به آن قره قوروت(سیاه کشک) و در نراق به قراقوروت می گفتند که هم مصرف طبی و هم چاشنی غذایی داشت . 
 



توضیحات : بعضی ها معتقد هستند که در هنکام ساخت کشک و قره قورو ت باید مقداری آرد هم اضافه کرد . برخی نیز معتقدند ماست را هم مثل دوغ آبگیری کرد و آن را تبدیل به کشک نمود. ولی از آب ماست نمی توان قره قوروت درست کرد چون مانند دوغ فراوری نشده و گرما ندیده است .
 




4/18- ماست خیکی

برای درست کردن ماست "خیکی" ماست را داخل مَشکی می ریختند که حالت نَشت پذیری داشت و از پوست گوسفند طوری درست شده بود که جنس بسیار نَرمی داشت .ماست یا دوغ را داخل آن می ربختند ودرب آن را می بستند و آن را داخل یک "تغار" (ظرف سفالی بزرگ) یا تغاره قرار می دادند آب ماست یا دوغ از خیک نَشت می کرد و ماست کاملا سِفت و تا حدی نزدیک به نرمی خمیر می شد. 
 

تقریبا شبیه ماست کیسه ای امروزی با این تفاوت که زمان ماندگاری ماست کیسه ای محدود و ماست خیکی نامحدود بود و حد اقل شش ماه زمان ماندگاری داشت. موقع مصر ف مقداری از آن را از خیک با فشار دست به طرز خاصی خارج مى کردند و یا به همان صورت یا رقیق با آب مصر ف می کردند چون تقریباً فاقد آب بود .

5/18- قاتق

قاتق که نراقی ها به آن قاتوق نیز می گویند غذای مختص چوپانان زحمتکش می باشد . یک فرآورده لبنی مخصوص که عطر و طعم دلپذیری داشت. از این فرآورده چوپان ها استفاده می کردند . 
 



مایه اولیه آن ماست بود که داخل مَشک کو چکی می ریختند که به آن " خیکوله " می گفتند و چوپان ها با خود حمل و هر روز مقداری شیر به آن اضافه می کردند. 




در ح

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات

نرخ ارز