تبلیغات

اقتصاد و اشتغال

در این مقاله آمده است: در زمان گذشته بیشتر جوانان و دانش آموختگان سمنانی در هر مقطع تحصیلی وقتی خدمت سربازی شان به اتمام می‌رسید جذب دستگاه‌های دولتی می‌شدند، یعنی سازمان و تشکیلات ادارات دولتی به گونه‌ای بود که در ساختار خود پست‌هایی مثل بنا، نجار، آهنگر، نقاش، معمار، آبدارچی، نظافتچی، آشپز، کارگر، کارمند، کاردان و کارشناس وجود داشت و زمینه جذب برای اکثر جوانان فراهم بود و کسی غصه کار و اشتغال نداشت یعنی بازار کار چنان گرم بود که برخی دستگاه‌ها در سمنان حتی با ماشین در خیابان‌ها راه می‌افتادند و آگهی استخدامی خود را برای جذب متقاضیان بیشتر با بلندگو به اطلاع عموم می‌رساندند.
اینها همه به خاطر این بود که اقتصادمان وابسته به نفت بود، دولت نفت و مواد خام معدنی را می‌فروخت و از محل آن حقوق و مزایای کارکنان و سایر هزینه‌ها را تامین و پرداخت می‌کرد و همه فکرش این بود که با اقتصاد متکی بر نفت به توسعه و تولید خواهیم رسید، این که نفت استخراج کند و بفروشد، معدن کشف کند و مواد معدنی خام را بفروشد و با آن زندگی کند بدترین کاری بود که می‌کرد.
در استخدام دولتی، شما خیالتان راحت است که یک حقوق ثابت می‌گیرید و هر ماه هم حقوق شما پرداخت می‌شود، بیمه و بازنشستگی دارید و ریسکی هم قبول نمی‌کنید، اخراجی هم در کار نیست، تازه اگر به پست‌های بالاتری هم برسید یک مرتبه درآمدتان چند برابر می‌شود، پاداش بیشتری می‌گیرید، نه زمین می‌خورید، نه جریمه می‌شوید و نه کسی کاری به خروجی کارتان دارد، صاحب یک حقوق ثابت می‌شوید.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی قرار بود اقتصاد را از نفت جدا کنیم و دولت دستش را از سر اقتصاد بردارد، این حرف‌ها حتی اگر خیلی حرف‌های تازه‌ای نباشند اما حرف‌های کاملا درستی هستند، اما چرا با وجودی که این را می‌دانیم پس از گذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی از انتخاب دولت‌هایی که با هدف اصلاح روش‌های غلط گذشته بر سر کار آمدند باز هم بسیاری از مقدمات تحقق چنین هدفی فراهم نیامده و اتفاقی که باید بیفتد نیفتاده است؟ این خوکردن به درآمد نفت و وابستگی به درآمدهای نفتی چرا ترک نشده است و نمی‌شود؟ چرا جوان ایرانی هنوز می‌نالد و نخبه‌اش سودای سفر فرنگ دارد؟ برای این است که زمینه‌ها فراهم نیست، وگرنه همه می‌دانند که استخدام دولتی و این میل به استخدام دولتی یک اشتباه و یک نگرش ضد توسعه است، اگر زمینه کار و تولید فراهم باشد، اقتصادمان، اقتصاد نفتی نباشد و یا دولت دست از سر اقتصاد بردارد و به کار پیمانکاران و کارفرمایان در احیا و احقاق حقوق نیروی کار نظارت دقیق کند، جوان ما اعتماد به نفس بالایی پیدا می‌کند و دیگر دنبال استخدام دولتی و یک حقوق بخور و نمیر و ثابت دولتی نمی‌رود، جسارت به خرج می‌دهد، خطر می‌کند، خود را به آب و آتش می‌زند، به زمین می‌خورد، دوباره بلند می‌شود و با تجربه آموزی دست به کارهای بزرگ می‌زند.
امروزه در دنیا دیگر کسی به نفت و مواد اولیه معدنی به عنوان سرمایه نگاه نمی‌کند چون ارزش افزوده‌ای ندارد، چون با خام فروشی و به حراج گذاشتن سرمایه‌های ملی دستمان به جایی نمی‌رسد، باید با ایجاد ارزش افزوده به خصوص بر اساس علم و شرکت‌های دانش بنیان و جداکردن اقتصاد از نفت، ثروت ایجاد کرد و بسیاری از مشکلات بر زمین مانده را از پیش رو برداشت.
دیگر نمی‌توان با اقتصاد نفتی کشور را اداره کرد، بالاخره از یک جایی باید این کار شروع شود و نخستین گام‌ها را البته خود دولت باید بردارد و اول از همه عائله فراوان و هزنیه‌های گزاف خود را کم کند، چون دولت در حال حاضر تمام انرژی خود را باید بگذارد که چطور حقوق بپردازد و چطور یارانه را جور کند و چطور اگر چیزی ماند صرف فعالیت‌های عمرانی خود کند و معلوم است که با این حساب، دیگر فرصتی نمی‌ماند تا به فکر اصلاحات ساختاری بیفتد.
7341/6103
خبرنگار: خدیجه سلطانی پور ** انتشاردهنده: مصطفی دهقان

انتهای پیام /*

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات

نرخ ارز