تبلیغات

گردنبند مرغ آمين
از سریال محبوب و دیدنی شهرزاد ، با جنس استیل عالی ، طراحی بی نظیر و شگفت انگیز ، گردنبندی زیبا با ظاهری متفاوت ، نمادی از عشق و محبت، مناسب با هر سلیقه ای
جذاب ترین هدیه برای کسی که دوستش دارید

سبزواری رفت و از او مانده جا – شعر خون‌رنگِ غروب کربلا

ساعت: 14:34 منتشر شده در مورخ: 1395/03/23 شناسه خبر: 773888

تقدیم به مرحوم حمید سبزواری، پدر شعر انقلاب اسلامی

به مناسبت درگذشت حمید سبزواری شاعر شعرهای مشهور و ماندگار دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و پدرشعر انقلاب، قطعه شعر «پیرعاشق پیشه ملک غزل» تقدیم به عاشقان انقلاب اسلامی ایران می گردد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از پیک هشترود، منصور نظری از شاعران توانمند و ارزشی کشورمان جدیدترین اثر خود را تقدیم به شاعر مرحوم حمید سبزواری پدر شعر انقلاب کرده است. متن این شعر زیبا بدین شرح است:

 

پیر عاشق پیشۀِ مُلک غزل

راویِ اشعار سبز لم یزل

 

شاعر شعر خمینی ای امام

جاری از لعل لبان او قیام

 

پیر عاشق‌پیشۀ مجنونِ یار

دفتر دل بست و رفت از این دیار

 

رهسپار وادیِ چاووش‌ها

شاعر شعرِ علم بر دوش‌ها

 

تا بنوشد مِی زِ لعل سلسبیل

در پی موسی گذر کرد او ز نیل

 

کربلا را رهروِ راه حسین

ساقی میخانۀِ پیرِ خمین

 

جام گل‌رنگ ارادت سرکشید

پیرِ دل‌تنگ خمینی پرکشید

 

جامۀِ غم کرده بر تن کوه و دشت

مو سپیدِ شعر شیعه درگذشت

 

یاد یاران را غزل‌ها کرده مست

ذوالفقاری چون قلم او را به دست

 

بر لبِ او کربلایی از عطش

می‌برد با خود صبا عطر تنش

 

تا سپیده کاروانی بسته بار

از عقیقِ شعرِ پیرِ سبزوار

 

سبزواری رفت و از او مانده جا

شعر خون‌رنگِ غروب کربلا

 

داده بلبل سر سرودِ درد را

کرده خم قامت زمانه مرد را

 

فصل مستی قناری‌ها گذشت

روزگار سبزواری‌ها گذشت

 

چون شقایق سینه‌ها پرخون ز عشق

سبزواری‌ها دل‌آشوبِ دمشق

 

کربلایی در حلب گردیده پا

می‌چکد خون‌ِدل از چشم خدا

 

مانده زینب در میان بی‌یار و کَس

بر حرم چشم حرامی پرهوس

 

قومِ بر زهرا و زینب مست عشق

رهسپارِ جنگِ خونینِ مشق

 

سبزواری‌ها سبو نوشِ قدیر

مست حیدر از جوان و طفل و پیر

 

بر دفاعِ از حرم جان می‌دهند

تا همیشه کربلا را در رهند

 

بر عبور از سد خار و خاره ها

در فرود آتش خمپاره‌ها

 

در رکابِ راهوارِ عشق و شور

رهسپارِ تا سحرگاه ظهور

 

در پیِ پیرِ علم بر دوشِ ایل

قوم دریادل گذر سازد ز نیل

 

سبزواری را خوشا شعر جنون

فاطمیون را غزل نوشی ز خون

 

از لبانت ای غزل جاری چو رود

گاهِ رفتن آمد ای پیر سرود

 

آخرین بیت غزل در بابِ عشق

کربلا رفتن خوش از راهِ دمشق

 

ای سفرکرده به فصلِ نوبهار

بر دلت همچون شقایق، داغ یار

 

با تو ای در وادیِ حق کرده سِیر

کربلایِ جبهه‌ها یادش به خیر

 

مرگ سبز سبزواری‌ها به باغ

سینه‌ها را کرده مالامال داغ

 

طعم نیشابوریِ شعرِ تَرَش

کربلایی کرده بر پا دفترش

 

گرچه او رفت از خراب‌آباد ما

او نمی‌میرد ولی در یاد ما

 

هرکه در دل دارد عشق فاطمه

تا همیشه زنده او، بی خاتمه

 

انقلابی شاعر جنگ و جهاد

تا همیشه زنده‌ می ماند به یاد

به امید ظهور حضرت یار

منصور نظری

 

 

پایان پیام/م

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات

نرخ ارز